واکنش نوبخت به گلایه یک کارگر ، احساس شرمندگی کردم

به گزارش وبلاگ میهن، رئیس سازمان برنامه و بودجه در توئیتی با اشاره به گلایه یک کارگر از عدم پیگیریر حقوق مستمیری بگیران تامینن اجتماعی توسط وی گفت: خدا می داند احساس شرمندگی کردم.

واکنش نوبخت به گلایه یک کارگر ، احساس شرمندگی کردم

به گزارش وبلاگ میهن، محمدباقر نوبخت در پاسخ به بیانیه ای اعتراضی حسن صادقی رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری نسبت به برخورد دوگانه دولت بین شاغلین و مستمری بگیران دولتی با شاغلین و بازنشستگان کارگری منتشر شده است، در توئیتی نوشت:

کارگر عزیزی مرا مخاطب قرار داد که چرا فقط پیگیر افزایش حقوق شاغلان و بازنشستگان لشگری و کشوری هستم و در برابر کارگران و مستمری بگیران تأمین اجتماعی احساس مسئولیت نمی کنم؟

خدا می داند احساس شرمندگی کردم، اما قانون در مورد این عزیزان سازوکاری مشخص نموده که خارج از اختیار من است.

  • جزئیات بیانیه اتحادیه پیشکشوتان جامعه کارگری

اما ماجرای بیانیه اتحادیه پیشکشوتان جامعه کارگری هم این بود که این اتحادیه در بیانیه ای، به رفتار تبعیض آمیز ریاست سازمان برنامه و بودجه و تعلل در مشخص دستمزد، اعتراض کرد.

در حقیقت اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در بیانیه ای اعتراضی به قلم حسن صادقی (رئیس این اتحادیه) نسبت به برخورد دوگانه دولت بین شاغلین و مستمری بگیران دولتی با شاغلین و بازنشستگان کارگری اعتراض نموده است.

متن این بیانیه که در خبرگزاری ایلنا منتشر شده است، به توضیح زیر است:

اینجانب خادم جامعه کارگری در حالی دست به قلم میشوم که چند روزی است با بیماری کرونا که یک پدیده شوم جهانی است، دست و پنجه نرم می کنم و در بستر بیماری به سر می برم. ولی به شکر خدا و دعای خیر جامعه کارگری و پیشکسوتان عزیز و همچنین کوشش شبانه روزی کادر پزشکی و درمانی ازجمله پرستارانی که در قامتِ فرشتگانی سفیدپوش در حال از خودگذشتگی اند، حال این رنج دیده رو به بهبودی است. رنجی و مشقتی که نه بخاطر بیماری کرونا، بلکه به خاطر تبعیضی است که اخیراً ریاست محترم سازمان برنامه و بودجه کشور جناب آقای نوبخت بین شاغلین و مستمری بگیران دولتی و شاغلین و بازنشستگان کارگری قائل شده اند. رنج و مشقتی که به خاطر این تبعیض و دوگانگیِ آشکار بر من وارد شده است بسی سخت تر بود از رنج و مشقت ناشی از بیماری کرونا.

دست به قلم می شوم و نخست در جایگاه خادمی جامعه کارگری شاغل و بازنشسته عزیز و سپس در جایگاه ریاست اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری، بیانیه ای در دفاع از قشر زحمتکش کارگری صادر می نمایم.

جامعه کارگری در حالی سال 1398 را به سرانجام رساند که همیشه در طول سال و حتی بعد از آن در آغاز سال جدید با اخبار ناخوشایند و ناامیدکننده روبرو شد؛ اخباری که نشان از وخامت اوضاع مالی و اجتماعی دارد. درحالیکه اقتصاد در دستان نیروی کار فراوریی کشور است و اگر استمرار بقایی در سایر بخش ها وجود دارد مستقیماً وابسته به فعالیت جامعه کار و فراوری بوده که رکن اصلی ماندگاری و پایداری حکومت ها می باشد.

امروزه ما شاهدیم که جامعه کارگری به ناجوانمردانه ترین شکل مورد تاخت و تاز ابزارهای قدرت و ثروت قرار گرفته و ضربات ناامیدکننده یکی پس از دیگری بر این جامعه مظلوم و قانع فرود می آید. اگر یک لحظه تصور کنیم که جامعه کارگری اراده کند و فعالیت خود را متوقف کند چه بر سر جامعه، اقتصاد و مدیران این اقتصاد خواهد آمد؟ هیچ عقل سلیمی نمی تواند حتی فکر نادیده دریافت منافع جامعه کار و فراوری را در سر بپروراند.

آقای نوبخت در زیر پرچم ایران به ملت شریف کشورمان خدمت می نماید. پرچمی که خود سه رنگ دارد و این آقا هزار رنگ. در ظاهر بر طبل حمایت از کلیه اقشار جامعه می کوبد ولی در باطن اقشار خاصی از کشور را حمایت می نماید.

امید داشتیم که آقای نوبخت با اقدامات و تصمیمات سنجیده و کارشناسی خود گام مهمی در راستای تحقق شعار سال جاری یعنی جهش فراوری بردارد ولی به زعم بنده این اقدام اخیر ایشان گامی بوده است در راستای عدم تحقق این شعار. چراکه یکی از عوامل افزایش و جهش فراوری، دادن روحیه مضاعف به جامعه کارگری است. لاکن اقدامات اجرا شده اخیر از سوی سازمان برنامه و بودجه کشور نه تنها سبب افزایش روحیه نیروی کار نشده بلکه آن را نیز تضعیف نموده است و عملاً سبب کاهش بهره وری نیروی کار و به دنبال آن سبب کاهش نرخ فراوری خواهد شد. کاهش نرخ فراوری که با شعار سال جاری در تناقض است. این میزان از دانش مدیریت آقای نوبخت مناسب جایگاه و سمت قبلی ایشان است نه سمت فعلی شان. بهتر بود شخص دیگری با دانش مدیریت بالاتر و درک عمیق تر نسبت به اقشار ضعیف و کم درآمد جامعه می بایست بر روی جایگاه ریاست سازمان برنامه و بودجه کشور جای بگیرد.

آقای نوبخت که به زعم خودش یک عالم مالی است و در رأس مهمترین دستگاه اداره کننده دولت قرار گرفته است، قطعاً به این حقیقت واقف نیست که اگر واقف بود و این باور را داشت هیچ گاه جامعه را به سمت دوقطبی شدن پیش نمی برد و اینگونه در شرایطی که کشور احتیاج به آرامش، وحدت، همدلی و یکپارچگی برای مقابله با بزرگترین تهدید جهانی را دارد نمک بر زخم بخش عظیمی از جامعه که همیشه پاسدار و نگاهبان انقلاب هستند، نمی ریخت. متأسفانه در سرانجام سال 1398 مذاکرات مزدی ده میلیون شاغل و بخش عمده ای از مستمری بگیران تأمین اجتماعی با پیوند نامبارک دولت و کارفرمایان به بن بست رسید و اصرار مشترک هردو گروه اجتماعی سبب شد که کارگران به حداقل خواسته های خود هم نرسند! گرچه این خواسته ها با حداقل های معیشتی هم فاصله زیادی داشت.

عدم پذیرش و مشخص حقوق حداقلی کارگران در این شوراء از ناحیه دولت و کارفرما سبب شد که نه تنها موضوع حقوق کارگران در سال جدید در هاله ای از ابهام قرار گیرد، بلکه تبعات این عدم همراهی دولت و کارفرما باعث شد که بزرگترین صندوق بیمه ای کشور که نزدیک به 3 میلیون و 300 هزار نفر مستمری بگیر را مستقیماً حمایت می نماید هم دچار ازهم گسیختگی گردد. آغاز پرداخت های بازنشستگی با افزایش های معنادار در بخش های کشوری و لشکری و همچنین افزایش معنی دار حقوق کارکنان دولت در ماه سرانجامی سال به میزان 50 درصد و رشد همزمان آن در سال جدید یک دوگانگی آشکار را از ناحیه نگاه دولت به بخش های دولتی و غیردولتی در مورد پرداخت ها از خود نشان می دهد؛ که این نگاه از کارگران و بازنشستگان پوشیده نیست و همین دوگانگی، شرایط را برای دوقطبی شدن جامعه فراهم می نماید و زمینه اعتراضات اجتماعی و تفکر ناامیدکننده جامعه از حاکمیت را دامن می زند.

اگر بخواهیم بدبینانه به این روینمودها نگاه کنیم شاید بی مناسبت نباشد که این رفتارها را نشان از یک حرکت تعمدی تلقی کنیم. درحالیکه فشارهای وارد شده به جامعه کارگری و بازنشستگی در طی چند سال اخیر به واسطه تحولات مالی و تصمیمات باورنکردنی، معیشت و درمان آنان را به مخاطره انداخته است ولی ساختار دولت هیچ اقدام جبرانی برای کاستن از این فشارها را برخود به عنوان یک وظیفه تلقی نمی نماید.

ما اعلام می کنیم که سازمان تأمین اجتماعی در شرایطی بسیار شکننده به لحاظ منابع قرار گرفته و شواهد و علائم نشان می دهد که هرآینه باید منتظر متوقف شدن انجام تعهدات این سازمان به مخاطبان خود باشیم. درحالیکه ارقام بدهی های سازمان به مؤسسات و بانک ها فرایند افزایشی به خود گرفته و فروش دارایی ها و ذخایر سازمان شدت پیدا نموده، دولت به عنوان بزرگترین بدهکار حاضر نیست حتی نسبت به پرداخت بخشی از بدهی خود تعهد بپذیرد و در رأس آن رییس سازمان برنامه و بودجه اساساً هیچ اعتقادی به پرداخت بدهی های دولت ندارد.

متأسفانه یک نگاه توتالیتر، غیر منعطف و یکسونگر در دولتمردان وجود دارد که خود را از مشارکت دریافت بخش هایی از جامعه که حیات جامعه در دستان آنهاست، نه تنها بی احتیاج می دانند بلکه حضور آنان را مخل حوزه مدیریت می دانند. به یقین بدانید که این تفکر راه به جایی نخواهد برد و اگر شما سودای ریاست را در سر می پرورانید باید با این جامعه همراه شوید و آنان را به رسمیت بشناسید؛ همانگونه که کشورهای توسعه یافته این را باور نموده اند و اگر شخص و یا اشخاصی در دولت و سایر مراجع حکومتی چنین باوری را نمی پذیرند و یا نمی پسندند بهتر است جای خود را به کسانی بدهند که به این باور اعتقاد عملی داشته باشند.

ما ضمن درخواست از مدیران ارشد نظام، خواهان تغییر رویکرد نسبت به جامعه کارگری و پذیرفتن خواسته های برحق آنها می باشیم و از شخص رئیس جمهور انتظار داریم کسانی را در کابینه به خدمت بگیرد که درک جامعی از مسائل مالی و اجتماعی داشته باشند و کشور و جامعه ایران را به شکل یک مجموعه یکپارچه ببینند و سخنان و تصمیمات آنها موجبات انشقاق، قطبی شدن جامعه و نارضایتی بخش عمده ای از شهفرایندان ایرانی را فراهم نیاورد.

در سرانجام ما اعلام می کنیم که دولت در اسرع وقت موارد ذیل را اجرا کند تا اعتماد از دست رفته کارگران نسبت به خود را مجدداً احیا کند.

1. شورای عالی کار در اسرع وقت تشکیل جلسه دهد و نسبت به مشخص تکلیف مزد سال 1399 هرچه سریعتر اقدام کند.

2. موضوع افزایش حقوق کارگران شاغل و بازنشسته، هماهنگ با بخش دولتی در نظر گرفته گردد و هیچ شاغل و بازنشسته ای در سال 1399 کمتر از 28 میلیون ریال (دومیلیون و هشتصد هزار تومان) دریافتی نداشته باشد.

3. توجه به سازمان تأمین اجتماعی و شرایط درمان و مستمری مشمولین این سازمان همانند سایر صندوق های کشوری و لشکری دیده گردد؛ به نوعی که هیچ مستمری بگیری کمتر از آنچه به سایرین داده می گردد را دریافت نکند.

4. منابع مورد احتیاج سازمان تأمین اجتماعی اعم از مطالبات جاری و معوق را از هر محل و با هر طریقی به سازمان پرداخت تا این سازمان بتواند به تعهدات خود عمل کند.

5. ده هزار میلیارد تومان موضوع اجرای همسان سازی حقوق بازنشستگان مربوط به همه صندوق های تأمین اجتماعی است و آقای نوبخت حق ندارد آن را صرفاً برای صندوق های لشکری و کشوری هزینه کند و بازنشستگان تأمین اجتماعی هم از این منابع سهم دارند که باید در توزیع منابع به آن توجه گردد.

6. جبران هزینه های ناشی از بیماری ویروس کرونا باید متوجه همه بخش های زیان دیده گردد و مشخصاً در مورد هزینه های درمان باید به سازمان تأمین اجتماعی هم مثل سایر بخش ها توجه گردد. لذا ما خواهان ارائه یاری های مادی و تجهیزاتی به حوزه درمان سازمان می باشیم.

منبع: همشهری آنلاین

به "واکنش نوبخت به گلایه یک کارگر ، احساس شرمندگی کردم" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "واکنش نوبخت به گلایه یک کارگر ، احساس شرمندگی کردم"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید